|
*** عمری خلاصه در تیک تاک سکوت
صدای پای حرفهای پشت دیوارو
آهی که سرک میکشد.
دست باد و پریشانی زلف های پنجره
پیر میشوم
و کودکانه
گره میزنم
شال اشک بر گردنت.. ***
*** میروی آب میشوم پشت سرت... افسوس! کاسه ها معجزه نمیکنند... **** نبودنت را قطره قطره میشمارم راستی چند دریا گذشت؟؟؟؟!!!؟ *** دریا شده ام و سالهاست بر نگاهم میبارد نبودنت!! ***
************* صد باربلندش میکرد دوباره از دستش می افتاد. تلاشش رو تحسین میکردم اما وقتی میدیدم چطور با صبر برای بار هزارم سعی میکنه بلندش کنه و نمیتونه حرصم درمی اومد. میخواستم برم کمکش ولی ترسیدم به غرورش بربخوره... چند بار دورش چرخ میخورد و هزار راه برای بلند کردنش امتحان میکرد خسته هم نمیشد. از حرص داشتم منفجر میشدم رفتم طرفش.. نزدیکش شدم دستمو دراز کردم که کمکش کنم اما با چنان سرعتی پا به فرار گذاشت که بین مورچه های دیگه گمش کردم...!!!!! ***************
*** با اینکه خیلی از دستش عصبی و ناراحت بودم اما به رسم همیشگیه عشقمون یه شاخ گل خریدم ... تا رسیدم ایستادم روبروش و با تمام وجود سرش داد زدم...(چرا بهم دروغ گفتی؟ تو گولم زدی ! هر کاری خواستی کردم . هرچی گفتی گوش کردم.. گفتی عشق قشنگه .. گفتی تا آخر راه باهاتم اما جا زدی گفتی طاقت گریه هاتو ندارم اما حالا داری جار زدنمو تماشا میکنی چرا اومدی تو زندگیم؟چرا ازم خواستی با هات باشم؟چرا ساکتی یه حرفی بزن.) تو حال و هوای خودم بودم سرمو که برگردوندم دیدم چند نفر جمع شدن و نگامون میکنن خجالت کشیدم .گفتم. (بخدا این اولین دعوامون بود)... با شرمندگی و یه دنیا عشق بوسیدمش .. شاخه گل رو روی قبرش گذاشتم و با لبخند ازش خداحافظی کردم. ****
***
وقتی باران دستمالش را بر پیشانی درخت کشید دیدمت.... پولک ماه راتشنه میکنی تا بر پیراهن باد نمازش را بخواند.
****** روان می شود بر کویر گونه هایم اشک جوانه میزند بر دلم غم ویران می شود وجودم به آهی کودک چشم من است در فراسوی خیال خواب را رنگ میزند. از پشت پلک پنجره به آسمان مینگرم باد چو اسبی سرکش سم میکوبد. طواف میکنم با چشم های خسته ام کوچه را بیهوده است معجزه بیهوده است..... ******
**** دلتنگی ام چشم به کوچه معجزه میبافت نوازش نگاهت کلاف انتظار را شکافت... ****** |
About![]()
آواز مهربانی تو با من
Home
|